مرتضى راوندى
256
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جهان را معلول و مخلوق ذات بارى مىداند . فرق واجب الوجود با ممكن الوجود در آن است كه براى واجب الوجود هستى ضرورت دارد ولى در ممكن الوجود چنين نيست . و از اين پندار چنين نتيجه مىگيرد كه همهء چيزهاى جهان ممكنند و نيازمند علتى هستند كه آنها را بهوجود آورد يا نيست و نابود گرداند و با اين بيان وجود خدا را اثبات مىكند . به نظر او ، خدا بسيط و هستى و ذات او يكى است . صفات خدا عين ذات اوست ، خير و كمال مطلق است . بوعلى جسم و روان را از هم جدا مىداند و معتقد است كه روان ، كه جوهرى انديشنده است ، پس از مرگ باقى مىماند . روان و تن لازم و ملزوم يكديگرند ، روان ساده ، بسيط و بخشناپذير است . « 1 » ابن سينا در جهانشناسى خود و آفرينش جهان نشان مىدهد كه چگونه كثرت از وحدت بهوجود مىآيد و پيدايش كثرت از وحدت به دستيارى فرشته صورت مىگيرد . در فلسفهء ابن سينا ، جهانشناسى ، كاملا به فرشتهشناسى متصل است . فرشته هم در جهانشناسى و هم در سير سلوك معنوى و وصول به معرفت ، وظيفهء دستگيرى و نجاتبخشى دارد . « 2 » حكمت عملى ابن سينا حكمت عملى ابن سينا براساس سياست مدن و تدبير منزل و تهذيب نفس قرار دارد . به نحوى كه تعريفات آنها قبلا آمده است ، فايدهء اين علم آن است كه فضايل و طريق كسب آنها و رذايل و راه اجتناب از آنها را به ما مىآموزد و ما را از كمالات انسانى برخوردار مىسازد . خداوند ، مردم را از حيث عقول و آراء متفاوت خلق كرده است و به همين سبب اختلاف در طبقات اجتماع حاصل مىشود . اگر همهء مردم از زمرهء ملوك و فرمانروايان و يا جملگى از اهل كسب و حرفه بودند ، جامعه ، قوام و دوام نمىيافت و نظام آن مىگسيخت ، اگر همه غنى بودند هيچكس به ديگرى در امور اجتماعى معاونت و براى او كار نمىكرد و اگر همه تهىدست بودند از زيان و نوميدى هلاك مىشدند ، ولى اگر بعضى ثروتمند و غافل و دور از عقل و ادب باشند و دستهيى عقلا و تهيدست و بعضى ملوك ، اما صاحب امراض و مصايب ، ناچار هر دستهيى نيازمند ديگرى و محتاج فوايدى هستند كه از يكديگر مىبرند .
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به تاريخ مختصر فلسفه ، دكتر موحد ، ص 92 به بعد . ( 2 ) . سه حكيم مسلمان ، دكتر نصر ، ص 39 .